Menu

ارسال رُسُل

ارسال-رُسُل

آیینه ای به سینه ی «آدم» نهفته بود
آیینه دار در پس آیینه رفته بود
خورشیدوار خواست تجلّی کند مدام
مشتی حواله کرد
آیینه را شکست
در حجره ی زمین
هر پاره ای به گوشه ی فرش زمان نشست
خورشید از میانه ی هر یک طلوع کرد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *