Menu

شیر، بز

شیر،-بز

بیشه ای را می شناسم کاندران شیران مکان دارند، امّا
بر زمینش جای سُم هایی ست،
کاین باشد دلیل بودن بُزها
کندن بیخ علف ها و تجاوزها
**
شامگاهی تیره، دور بیشه را صیّادهایی چند بگرفتند
خیل بُزها در درون غارها پنهان ز چشم دیگران خفتند
شیرها بیدار
می شنیدم نعره زن با یکدیگر گفتند
حمله باید کرد بر این دشمن غدّار!
**
حمله ی شیران غرّان، آتش و دود مسلسل ها
در دل شب بیشه را لرزاند
بامدادان، جای پای چند صیّاد فراری بود
گرچه آن جا خون شیری چند هم بر خاک جاری بود
وه! چه شیرین کاری و شیرانه کاری بود
**
این وطن را شیر مردانی است
بیشه را این شیرمردان پاسدارنند
بُزدلانی چند هم اندر چرا در سبزه زارانند
**
گوش کن بنگر!
هم نوایی بین بُزها با شغالان برون مرزی به پا شد
شیر این بُزها شغالان فراری را دوا باشد
خون این شیران !!
شیر این بُزها!!
این تفاوت از کجا بین تا کجا باشد!
یزد ۱۳۷۰/۱۰/۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *