
دیدم چه بسا به دیدگان انصاف
بهتر ز خودم
صد عنصر پاک و مستعد در اطراف
چون کرمک شب تاب به سوسو مشغول
یا همچو چراغ های بگرفته نفس
کز جور زمان فتیله پایین باشد
**
کو دست محبتی
تا آن که فتیله را کشد بالاتر
دستی که مراست
از حرص و ز حسرت است بر سر چو مگس
چشمی که مراست
پیش پا بین باشد
اسفند ۱۳۷۱