اَبر، دریایی ست وارون بر فراز دشت ها
سایه ی آبست بر سر،
حین سیر و گشت ها
**
دستی این سان آب ها را کرده همچون ذرّه ها
دستی این دریای وارون را،
به سان قطره ها
می کند غربیل و …
یک دم گودها را تالی دریای عمّان می کند
**
صاحب دستی که،
دریا را پس از چندی بیابان می کند
نیل را هم …
پیش پای حضرت موسی خیابان می کند
یزد ۱۳۷۲/۹/۱۶
