Menu

در فکر توام

نیست در خانه کسی

فارغ از گفت و شنود

در تهیگاه یکی صندلی افتاده و چشم

به فضا دوخته در فکر توام

تو گمان برده ای ای آهوی صحرای نشاط

که از این جنگ و گریزت به درآیم از پای

شیر نر خفته به نیزار دلم

تو یکی مسئله ای

حل این مسئله نیست

خارج از قدرت اندیشه ی من

لیک می ترسم از این غم که کسی

بیحساب آید و خواهد به حساب تو رسد

دست در کار تو گردد به جواب تو رسد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *