Menu

در رثاء دوستی

در-رثاء-دوستی

افسوس که شد ز دست هادی زاده

چون تیر رها ز شصت هادی زاده

 

برگ چل و نه نخوانده از دفتر عمر

شیرازه ی آن گسست هادی زاده

 

یک چشم به هم زدن از این دار برفت

چشم از بد و خوب بست هادی زاده

 

مرداد هزار و سیصد و شصت و دو بود

کز قید حیات رست هادی زاده

 

چون خادم خلق و خیّر و خوشخو بود

باقی است، نمرده، هست هادی زاده

 

یزد سه شنبه ۱۳۶۲/۵/۲۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *