Menu

سیر افلاک

سیر-افلاک

تا نپنداری اسیر عالم خاکیم ما

ذره ی خاکیم و اندر سیر افلاکیم ما

 

طایر عرشیم و در فرشیم پابند زمین

شاخه ی تاکیم و از خاکیم و بس پاکیم ما

 

آشیان بر قله ی کوه است ما را چون عقاب

دور پروازیم و در پرواز بی باکیم ما

 

عرش باشد آشیان ما و از بهر عروج

نرده بان تاک را داریم و چالاکیم ما

 

عامل و اکسیر شادی آب انگور است و بس

با چنین اکسیر رغم غم فرحناکیم ما

 

در ره آزادی خود یک قدم برداشتیم

آن قدم را هم رهین جوهر تاکیم ما

 

دهر بر نام «جلالی» خط باطل می کشد

زان که در نشر حیقیقت اهل امساکیم ما

 

یزد ۱۳۶۵/۱۰/۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *