Menu

ویژگی های شاه شجاع

ویژگی-های-شاه-شجاع

از آنجا که بیشتر اوقات حیات خواجه حافظ در زمان شاه شجاع و در مصاحبت با او می گذرد و هم به سبب پاره ای ملاحظات سیاسی در زمان این پادشاه به یزد تبعید می گردد شایسته است مختصری درباره ی این شاه که گل سرسبد خاندان آل مظفر به حساب می آید سخن گفته شود.

 

شاه شجاع در سال ۷۳۳ هجری از مادری به نام قتلغ شاه بِنتِ جهان از دودمان قراختائیان کرمان و پدری به نام امیر مبارزالدین محمد مظفر متولد شد. حافظ در این زمان پانزده ساله بود. لقب ابوالفوارس را اول مرتبه مادرش به او داد. پدرش در تربیت او کوشا بود. او در ایام کودکی نزد قطب الدین رازی و عضدالدین ایگی دانش اندوخت چنانکه در نه سالگی حافظ قرآن و بتدریج در علوم دینی و ادبی و زبان عربی متبحّر و صاحب نظر شد و خود نیز به زبان فارسی و عربی شعر می سرود. در بیست و شش سالگی بر پدر بشورید و او را دستگیر و کور و در ۷۶۰ به جای او نشست و مدت بیست و شش سال سلطنت و پنجاه و سه سال و سه ماه عمر کرد و در شعبان ۷۸۶ هجری وفات یافت. حافظ مدت سی و دو سال با او معاشر بوده که بیست و هفت سال از این مدت شاه شجاع یا مصدر کار و یا به سلطنت اشتغال داشته است و رویهمرفته بهترین سلطان خاندان آل مظفر به حساب می آید. شاه شجاع مردی شراب خوار و پرخور و مبتلا به بیماری جوع بود که در نتیجه به بیماری نقرس مبتلا و در پنجاه و چهار سالگی جهان را وداع کرد. از او اشعاری به زبان فارسی و عربی باقی و چند نامه از جمله وصیّت نامه او در دست است که با سوابق معلومات ادبی و دینی او نامبرده را در ردیف شاعران درجه دو قرار داده و از فضل و کمال و اطلاعات نسبی او حکایت دارد. این پادشاه بسیار زیبا و خوش اندام و دارای چشمهای گیرا و خالی در صورت بوده است بطوریکه زنهای شهر بر سر راه او می ایستادند و او را تماشا می کردند. او در عین حال مردی خودخواه و مغرور بود و به زیبایی خویش می بالید. در جوانی زیر نظر محمد بن علی خواجه قوام الدین صاحب عیار مدارج سیاسی و امور اجتماعی را طی کرد. این مربی فاضل را پدرش از آن جهت به سرپرستی و تعلیم او گماشته بود که بعداً وزیر آینده او باشد چنانکه شاه شجاع پس از جلوس به سلطنت صاحب عیار را بر امور وزارت خود گماشت اما از آنجا که شاه شجاع برخلاف پدر مردی عیاش بوده چندان رعایت موازین شرعی را نمی کرد کارهای زشتی از قبیل قتل ولینعمت خود صاحب عیار و ازدواج با زن پدر خویش و مجالس لهو و لعب او سبب می شد تا مردم نسبت بدو بدبین شوند و حافظ که از مادحین و طرفداران شاه شجاع بود به کرات به صورت کنایه او را از این اعمال نهی می فرماید:

 

مکن که کوکبه دلبری شکسته شود

چو بندگان بگریزند و چاکران برهند

۲ دیدگاه

  1. بسیار جالب و خیلی نزدیک به یقین و واقعیت بود در باره شاه شجاع که کمتر از او خبر داریم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *