Menu

غزل شماره ۱۰۴

103

۱- پیرانه سرم عشقِ جوانی به سر افتاد
وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد
۲- از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر
ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد
۳- دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم
چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد
۴- از رهگذر خاک سر کوی شما بود
هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد
۵- مژگان تو تا تیغ جهان گیر برآورد
بس کشته دل زنده که بر یکدگر افتاد
۶- بس تجربه کردیم درین دیر مکافات
با دُردکشان هر که درافتاد برافتاد
۷- گر جان بدهد سنگ سیه لعل نگردد
با طینت اصلی چه کند؟ بد گهر افتاد
۸- حافظ که سر زلفِ بتان دست کشش بود
بس طرفه حریفی ست کش اکنون به سر افتاد

 

معاني لغات غزل (۱۰۴)

 

پيرانه‌سر: سرپيري، هنگام پيري.

جواني: با ياء وحدت به معناي يك جوان و با ياء مصدري به معناي دوره جواني افاده معنا مي‌كند.

هواگير: ۱) هوايي، در آرزوي پرواز، پروازي، اوج‌گير؛ ۲) در هوا گرفته و صيد شده؛ ۳) هوادار، هواخواه.

آهوي مشكين سيه‌چشم: آهوي مشك‌دار و سيه چشم كنايه از معشوق.

نافه: كيسه‌يي در زير شكم آهوي نر سرزمين ختن و تا تارستان كه محتوي ترشحات معطر به نام مشك است.

رهگذر: ۱) كوچه، گذرگاه، معبر؛ ۲) به سبب.

دل زنده: دل‌آگاه.

ديرمكافات: كنايه از اين دنياست كه هركسي پاداش و جزاي كار خود را همين جا مي‌بيند.

دردكشان: دردنوشان، رندان عاشق پيشه نيازمند كه به جاي شراب زلال از درد شراب مي‌آشامند.

طينت: گل، سرشت، خلقت.

بدگهر: بدجوهر، با عنصر بد، ماده بد.

دست‌كش: كسي كه دست كسي راگرفته و او را هدايت مي‌كند، چيزي را كه دست بر آن بكشند وبا آن بازي كنند.

دست‌كشش بود: ۱) جاي نوازش دستش بود، ملعبه‌اش بود؛ ۲) هدايتگري بود، راهنمايش بود.

طرفه حريف: رفيق و همكار مناسب، هم بازي چابك.

كش: كه آش، ضمير شين به حافظ برمي‌گردد.

معاني ابيات غزل (۱۰۴)

(۱) در اين دوره پيري، عشق يك جواني به سرم افتاد، و راز آن را كه در دل پنهان مي‌داشتم، آشكار شد.

(۲) مرغ دلم از راه نگاه كردن و ديدن، شيفته و هوايي شده به پرواز درآمد، اين ديده نگاه و پيگيري كن و بنگر كه در دام چه كسي گرفتار شده است.

(۳) دردناك است كه به خاطر آن آهو وش مشكين موي سياه چشم، دل مانند نافه آهو چه خون جگرهايي خورد.

(۴) هربوي خوشي كه به دستياري نسيم سحر پراكنده شد از خاك كوچه و گذرگاه كوي شما بود.

(۵) همين كه مژه‌هاي تو تيغ جهانگشا را كشيد چه بسيار كشته‌هاي دل زنده و عاشق‌پيشه كه به روي هم درافتادند.

(۶) چه بسيار با تجربه دريافتيم كه در اين دنياي پاداش دهنده، هركس با دردنوشان درافتاد، نابود شد.

(۷) اگر سنگ سياه جان را هم فداي كند به لعل مبدل نميشود. با سرشت خود چه مي‌تواند بكند؟ بدگهر آفريده شده است.

(۸) حافظ كه (در ايام جواني) دستش با سر زلف زيبا رويان بازي مي‌كرد چه حريف بي‌مانندي است كه دراين پيرانه سرهم همين فكر به سرش افتاده است.

 

شرح ابيات غزل (۱۰۴)

 

وزن غزل: مفعول مفاعيل مفاعيل مفاعيل

بحر غزل: هزج مثمّن اخرب مكفوف مقصور

 

سعدي:

زآنگه كه برآن صورت خوبم نظر افتاد

از صورت بي طاقتيم پرده برافتاد

 

ناصربخارايي:

جان بر لب لعلش چو مگس برشكرافتاد

با وصل تو دل چون شَبَهي درگهر افتاد

 

ناصربخارايي:

تا عكس تو از روزنه ديده درافتاد

درخانه ی دل پرتو شمس و قمر افتاد

 

كمال‌خجندي‌:

باز اين دل غمديده به دام تو درافتاد

بس مرغ همايون كه به تير نظر افتاد

 

اين غزل مربوط به سالهاي آخر شعر و شاعري حافظ و بازگشت از تبعيد او مي‌شود و غزلي است تفنني كه گريزي هم به شاه‌شجاع دارد. شاعر در بيت پنجم و ششم از آخرين جنگ شاه‌شجاع و هزيمت رقيب او سخن گفته چنانكه مصراع دوم بيت ششم را كه هدف و منظورش از (دردكشان) شاه‌شجاع است، ضرب‌المثل فراگير شده است. در بيت هفتم شاعر از بدسرشتي برادر شاه‌شجاع يعني شاه‌محمود سخن به ميان آورده است، چه از رقابتهاي پشت پرده و جاه‌طلبيهاي شاه‌محمود و همچنين از رقابتهاي عشقي فيمابين دو برادر و روابط جاسوسانه همسر شاه‌محمود با شاه‌شجاع و بسياري مسائل ديگر بااطلاع بوده و بدين سبب است كه در ابيات ۶،‌۵ و۷ به طرفداري از شاه شجاع برمي‌خيزد. بايد اذعان كرد كه در واقع فرق چنداني بين شاه‌شجاع و شاه‌محمود از لحاظ برتري اخلاقي دستگير خواننده صفحات تاريخ نمي‌شود جز اينكه شاه‌شجاع درشعر و ادب دست داشت و مجالس ادبي او را حافظ بسيار دوست مي‌داشت و نسبت به خود شاه‌شجاع زيبا صورت هم كه ۱۵ سال ازحاظ جوانتر بود ميل و كششي داشت كه همين ميل و عشق باطني، شاعر آزاده ما را به تعريف و تمجيد او واداشته است.

۲ دیدگاه

    • سلام و سپاس
      دوست گرامی مورد شما بررسی شد در سایت مشکلی وجود ندارد لطفا اتصال اینترنت خودتان را بررسی نمایید در غیر اینصورت بصورت دقیق بخش مدنظرتان را برایمان ارسال نمایید تا مشکل رفع گردد.

پاسخ دادن به مدیر لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *