Menu

کَلّه پیچانِ بی سَواد

کله پیچانی که محرومند از فیض سواد:
نیست در سرهای پوک این جماعت غیر باد

 

روی منبر جای بَحث و فحض و مردم نشنوند:
زین گروه بیسواد محض غیر از قال و داد

 

زین گروه لاابالی کار خیری کَس نَدید
سر نَزَد زین کله پیچان دَغَل غیر از فساد

 

این جماعت هَمِّشان این است تا گرد آورند:
بهر این لاطائلاتِ گفته دایم توش و زاد

 

نیست در گفتار و قول حجه الامسال ها !
بهر گوش مستمع جز بانگ وراجی مَفاد

 

ای بدا آن کَس که در حال حیات امیدوار:
ای خوشا آنکس که شد با مرگ این افراد شاد

 

در سرائی کاین جماعت زندگانی میکنند:
چون (جلالی) رفته در با ذکر خیر اِن یَکاد

 

یزد ـ ۹۹/۹/۲۲

یک دیدگاه

  1. چند از این ترّهات بیحاصل
    گفتِ بیمغز و قولِ لاطائل

    شاعری چیست شعر و نظم کدام
    سخنِ لغو و گفته‌یِ باطل

    ممسکی را لقب کنی حاتم
    شاهدی را صفت دهی قاتل

    گه ستایی به مدح گمراهی
    که حکیم و محقق و کامل

    گه ز جهل و غضب زنی تهمت
    فاضلی را لقب دهی جاهل

    قافیه گر که مقتضی گردد
    میسرایی سرود عجب نازل

    این سخن کی سزاست از دانا
    این روش کی رواست از عاقل

    سخن بیفروغ و کذب و دروغ
    کی برآید جز از دل غافل

    چون سراید سخن به لاف و گزاف
    مرد دانش پژوه صاحب دل

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *